X
تبلیغات
دنیا دنیا ارزو

دنیا دنیا ارزو

كاش مي شد چادر شب را كشيد از نقاب شوم ظلمت دور شد

 

                           

کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود برای تعلیم

فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد. پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک

قهرمان جودو بسازد. استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند

فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاهها ببیند. در طول شش ماه استاد فقط روی

بدنسازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد.

بعد از شش ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار میشود. استاد

به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک

فن کار کرد. سرانجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان، با

آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد. سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین

باشگاهها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود. وقتی مسابقات به پایان رسید،

در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید. استاد گفت: دلیل

پیروزی تو این بود که :

اولا به همان یک فن به خوبی مسلط بودی.

ثانیا تنها امیدت همان یک فن بود

 و سوم اینکه تنها راه شناخته شده برای مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود، که تو چنین دستی نداشتی

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 19:44 توسط ستاره سهیل |


Farspics.blogspot.com عکس های متحرک بسیار زیبا و خفن و جالب و دیدنی
: ادامــه مــطــلــب :

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 2:33 توسط ستاره سهیل |


معاون آموزش وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي اعلام كرد: رشته دكتراي حرفه اي فيزيوتراپي احتمالاً از سال تحصيلي جاري يا ترم اول سال تحصيلي سال آينده بصورت آزمايشي دانشجو مي پذيرد.

به گزارش روز دوشنبه خبرنگار اجتماعي ايرنا، 'محمدعلي محققي' روز دوشنبه در نشست خبري خود با خبرنگاران افزود: اين دوره آموزشي در دانشگاه علوم پزشكي تهران يا دانشگاه علوم پزشكي شيراز بصورت آزمايشي كار خود را آغاز خواهد كرد.

وي ادامه داد: پذيرش جزييات طرح دكتراي حرفه اي فيزيوتراپي مستلزم تصويب در شوراي عالي برنامه ريزي وزارت بهداشت است.

معاون آموزشي وزير بهداشت خاطرنشان كرد: اين دوره در دانشگاه هايي كه صلاحيت لازم از جمله دارابودن مقاطع تحصيلي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتراي حرفه اي را دارند، برگزار خواهد شد.
به گفته محققي، از آنجا كه از بين دانشگاه هاي علوم پزشكي وزارت بهداشت فقط دانشگاه هاي تهران و شيراز داراي اين صلاحيت ها هستند، اين دوره آموزشي پس از بررسي در يكي از اين دو دانشگاه راه اندازي مي شود.

0

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 11:5 توسط ستاره سهیل |


کوروش کبیر:
کوروش دوم(۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، معروف به کوروش بزرگ نخستین شاه و بنیان‌گذار دودمان شاهنشاهی هخامنشی است.شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر،پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است.
ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که وی سرزمین‌های ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند.یهودیان این پادشاه را به منزله مسح شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تائید مردوک می‌دانستند

: ادامــه مــطــلــب :

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 14:54 توسط ستاره سهیل |


 

                               

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود

رفتم ، که داغ بوسه پر حسرت ترا
با اشک های دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم

رفتم مگو ،  مگو ، که چرا رفت ، ننگ بود
عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
از پرده ی خموشی و ظلمت ، چو نور صبح
بیرون فتاده بود یکباره راز ما

رفتم ، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگی

من از دو چشم روشن و گریان گریختم
از خنده های وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گریختم

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله ی آتش زمن مگیر
می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش
در دامن سکوت به تلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم

فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 17:20 توسط ستاره سهیل |


 




تا شادمانه مرا ببینند

شاخه‌ها

به شکل نام تو سبز می‌شوند،

پرنده کوچکی که نمی‌دانم نامش چیست

حروف نام تو را

بر کتابم می‌ریزد،

آفتاب

به شکل پروانه‌ای از مس

گرد صدایم

بال می‌زند،

و می‌دانم سکوت

فقط به خاطر من سکوت است،

اما من

دلتنگ توام

شعر می‌نویسم

و واژه‌هایم را کنار می زنم

که تو را ببینم

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 15:31 توسط ستاره سهیل |


 


: ادامــه مــطــلــب :

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 13:14 توسط ستاره سهیل |



به عكس نگاه كنيد وسعي كنيد شخص موجود در عكس را پيداكنيد  فقط 120 ثانيه (2 دقيقه) بيشتر ادامه ندهيد زيرا تيز هوش نيستيد

فقط باید یه ذره دقت کنید 

 SAT1001

     چند بار سعي كنيد قبل ازاينكه جواب را ببينيد

 SAT1001

 SAT1001

 SAT1001

 SAT1001

 SAT1001


نتونستي؟ 

 

 SAT1001

 SAT1001

 SAT1001

 SAT1001

 SAT1001

 SAT1001

 SAT1001

 SAT1001

 SAT1001

 SAT1001

 SAT1001

رفته زير آب اومد بيرون خبرت ميکنم .

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 11:42 توسط ستاره سهیل |


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 11:40 توسط ستاره سهیل |


 

دیروز...باز باران با ترانه با گوهر های فراوان می خورد بر بام خانه...

و اما امروز... باز باران بی ترانه،

 باز باران، با تمام بي كسي هاي شبانه،

 مي خورد بر کودک تنها،

مي چكد بر فرش خانه،

 باز مي آيد صداي چك چك غم ...

باز ماتم من به پشت شيشه تنهايي افتاده،

نمي دانم...نمي فهمم كجاي قطره هاي بي كسي زيباست ؟؟؟

 نمي فهمم، چرا مردم نمي فهمند

كه آن كودك كه زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد كجاي ذلتش زيباست؟...

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 12:43 توسط ستاره سهیل |


پای راست جلو، دست راست عقب
بعد بر عکس
پای چپ جلو و دست چپ عقب
گردن متناسب با دست ها کمی به چپ و راست متمایل شود




آموزش طنز رقص ایرانی!!!

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 12:22 توسط ستاره سهیل


    
: ادامــه مــطــلــب :

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 2:18 توسط ستاره سهیل |


 
 
 
ترم اول(ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه..راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

ترم 2(ترم عاشق شدگی):
آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم...امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم...

ترم 3(ترم افسردگی):
الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان من این زندگی رو نمی خوام.....

ترم 4(ترم زرنگ شدگی):
الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم.......
الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم.. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....

ترم5 (ترم مشروطه گی):
الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره بم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....قول میدم جبران کنم....

ترم 6(ترم ولخرجیدگی) :
الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!

ترم7 (ترم پاتوقیده گی):
سلام داش مصی! حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم. 3 صوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم.نوکرتم.آقایی

ترم8 (ترم فارغ التحصیلگی):
الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا....

+ نوشته شده در یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 12:17 توسط ستاره سهیل |


فرصتی نمانده ، پاهایم خسته است ، باید رفت ، باید رها شد از حصار تنهایی ، نمیدانم چگونه این چراها در مقابل دیدگانم ریلی به امتداد تمام زندگی ساخته اند ، شبانه آرزوهایم را در ژرف ترین نقطه ی ذهن کابوس زده ام دفن میکنم و با بقچه ی خاکستری خاطراتم راهی شهر رویایی خیال میشوم و از جاده ی پر از ابهام و تردید میگذرم ، گامهای لرزانم سکوت شب را میشکنند و من در برهوت تنهایی خویش به شمارش گامهایم میپردازم ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 13:11 توسط ستاره سهیل |


کلاس ادبیات معلم گفت: ... فعل رفت را صرف کن!... رفتم ..رفتی. رفت.. ساکت میشوم میخندم !... ولی خنده ام تلخ میشود،... استاد داد میزند خوب بعد ادامه بده و من میگویم: رفت... رفت... رفت ... و دلم شکست، غم رو دلم نشست، رفت  شور از دلم ببرد ،... رفت ..رفت ..رفت... و من میخندم و میگویم...  خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است ... کارم از گریه گذشته است به آن میخندم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 12:46 توسط ستاره سهیل |


تو این سنم بی وفایی


بابا ای ول


ادامه مطلب رو ببین




: ادامــه مــطــلــب :

+ نوشته شده در شنبه سوم مهر 1389ساعت 11:3 توسط ستاره سهیل |


  

 بدوعکس . کام    بدو عکس . کام     

 بدوعکس . کام   بدو عکس . کام


: ادامــه مــطــلــب :

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 1:40 توسط ستاره سهیل |


از پس شیشه عینک استاد

سرزنش بار به من مینگرد

باز در چهره من می خواند

که چه ها بر دل من می گذرد

می کند مطلب خود را دنبال

بچه ها عشق گناه است گناه

وای اگر بر دل نوخواسته ای

شکر عشق بتازد بیگاه

مینشینم همه ساعت خاموش

با دل خویشتنم دنیایی است

ساکتم گرچه به ظاهر اما

در دلم با غم تو دنیایی است

مبصر چو امروز اسمم را خواند

بی خبر داد کشیدم غائب

رفقایم همگی خندیدند

که جنون گشته به طفلک غالب

بچه ها هیچ نمی دانستند

که من اینجام و دلم جای دگر

دل آنها پس درس استاد و است کتاب

دل من در پس سودای دگر

من به یاد تو و آن خاطره ها

یاد آن دوره که بگذشت چو باد

باز از چهره من می خواند

از پس شیشه عینک استاد

که در دل من غوغاییست

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 17:43 توسط ستاره سهیل


سلام
من امیرحسین تاکی این وبلاگ را به تمامی دوستان عزیزم مخصوصا بچه های pt86تقدیم می کنم به نظر من همه ی انسان ها عاشقند هر کسی عاشق یه چیزی هست مثل من که عاشق صافی و صداقتم عاشق انسان های بی ریاو خاکی .........و آرزوم بی ریا بودن همه ی آدماس


HOME
E-Mail
.BAHAR 20.


Archives

هفته دوم دی 1390

هفته سوم آبان 1390

هفته چهارم شهریور 1390
هفته چهارم اردیبهشت 1390
هفته سوم اردیبهشت 1390
هفته دوم آذر 1389
هفته اوّل آذر 1389
هفته چهارم آبان 1389
هفته سوم آبان 1389
هفته دوم آبان 1389
هفته چهارم مهر 1389
هفته اوّل مهر 1389
هفته سوم شهریور 1389
هفته اوّل شهریور 1389
هفته دوم مرداد 1389
هفته سوم تیر 1389
هفته دوم تیر 1389
هفته دوم خرداد 1389
هفته اوّل خرداد 1389
هفته سوم اردیبهشت 1389
هفته دوم اردیبهشت 1389
هفته اوّل اردیبهشت 1389
هفته سوم فروردین 1389
هفته اوّل فروردین 1389
هفته دوم اسفند 1388
هفته چهارم بهمن 1388
هفته سوم بهمن 1388
هفته چهارم دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388


Categories

شعر زیبا
جالب
عکس زیبا
بیوگرافی
دانستنی ها
روانشناسی ماه تولد
داستان کوتاه
طنز
انیمیشن
کاریکاتور
عكس برای زيبايی وبلاگ



Amar_Web


تعداد بازديدها:


Links

بي تو با تو
وبلاگ سيد پويا قاضي عسگر
دانشجويان فيزيوتراپي 87 اهواز
قالب های فوق جدید بلاگفا